| |
|
سه شنبه 29 دی ماه سال 1388 |
|
دزدان مادر بزرگ |
|
ای قشنگ تر از پریا ! تنها تو خونه نریا ! پ.ن۱: این صابخونه ها دزدن... پ.ن۲: به روح اعتقاد داری؟ پ.ن۳: روح تو رو... |
|
| |
|
پنجشنبه 10 دی ماه سال 1388 |
|
Goh my odd |
|
ای قشنگ تر از پریا ! تنها تو کوچه نریا ! |
|
| |
|
پنجشنبه 19 شهریور ماه سال 1388 |
|
Icecreem |
|
وابسته وابسته وابسته وازبسته وازبسته واز بسته باز بسته باز بسته میشوم. *... |
|
| |
|
جمعه 16 مرداد ماه سال 1388 |
|
Fallen Art |
|
سروش گفت: درست همان لحظه که فکر میکنی فهمیدهای، کور شدهای! |
|
| |
|
یکشنبه 7 تیر ماه سال 1388 |
|
psychoOralize |
|
از تو میگذرم و کوچک میشوم به دورانی که حتا به ذهنم خطور نمیکردی... |
|
| |
|
یکشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1388 |
|
SyNeCdOcHe |
|
میخواهمات زن میخواهمات آنچنان که هستی نه آنچنان که مینمایی میخواهمات زن میخواهمات برای بودن برای ماندن برای زاییدن میخواهمات از دست داده میخواهمات از دست رفته، نه! برای شناختن میخواهمات برای باختن... |
|
| |
|
یکشنبه 30 فروردین ماه سال 1388 |
|
?So-All؟ |
|
من و خالِت من و شالِت من و اون روسریهای محالت من و خنده من و زنده کن از رویای بیمرزِ خیالت من و چشمات من و دستات من و خوشحالی لبهات ببوس آروم دلم تنگه من و بردار ببر یک جای دیگه من و آشتی بده با من نذار قهرِ تماشا، شم بذار تو آینه یک بار همینجا رو به تو باشم... بیا این جا ببوس آروم من و بردار ببر یک جای دیگه |
|